تبليغاتX
ِRebel - بی عنوانه
؟!
 بی عنوانه

تو می دانی که من درمانده ی کیستم؟

آری هر چه هستم و هر آنچه که نیستم

دل ربوده و شیدا شدم از بهر تو

من فقط دانم این نکته که عاشق کیستم

هر چه هستم هر چه باشم، می شوم

مطمئن باش عاقبت روزی در رستاخیزم

گر شود چیره مفهوم زندگی به من

از کنون گویم خود بدان احمقی بیش نیستم!!

من نخواهم رستاخیز مایه ی ننگم شود

پس ز حال در تلاشم تا بدانم چیستم

خاک ام و روزی بر خاک می روم

ای عزیز دل مهربان باش که تا ابد نیستم

سرنوشت باشد؛ هر چه هست آن کنم

آخر ای امید جان من، من که خالق نیستم

آگهم خود که نیست شیوا این شعر من

تو چرا انقدر ناله کشی که وارد نیستم؟

من فقط آزیتایم و باید که پارسایی کنم

مطمئن باش که فرداهای دگر من نیستم

نام آزیتا را بهانه می جویم از لقب

تا لااقل خود بدانم من که حافظ نیستم!!!...

|+| نوشته شده توسط Azita در 2009/3/25  |
 
 
بالا