تبليغاتX
ِRebel
؟!
 اومدم با یه حس قدیمی

سلام به تمامی دوستان و عزیزانی که این مدت لطف داشتن و بنده نبودم که پاسخگوی محبتاشون باشم.

درسته خیلی وخ میشه آپ نکردم ولی حالا هم چیز خاصی ندارم بگم جز اینکه چن تا عکس تقریبن جدید از خودم بذارم و لحظاتی شادتون کنم و به تعجباتون لبخند بزنم؛ یه لبخند کمرنگ.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط Azita در 2009/9/4  |
 دوستم داشته باش

دوستم داشته باش ، بادها دلتنگ اند
دستها بيهوده ، چشمها بيرنگ اند
دوستم داشته باش ، شهرها مي لرزند
برگها مي سوزند ، يادها مي گندند


باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز
آشتي كن با رنگ ، عشق بازي با ساز
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند

دوستت خواهم داشت ، بيشتر از باران
گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد
ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش ، برگ را باور كن
آفتابي تر شو ، باغ را از بر كن
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند

خواب ديدم در خواب ، آب ، آبي تر بود
روز ، پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود
خواب ديدم در تو ، رود از تب مي سوخت
نور گيسو مي بافت ، باغچه گل مي دوخت

دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند ...

شهیار قنبری

|+| نوشته شده توسط Azita در 2009/5/5  |
 ...

...

...

...

...

!!

...

 

|+| نوشته شده توسط Azita در 2009/3/17  |
 یه روح خسته و عاصی

RebeL007

|+| نوشته شده توسط Azita در 2009/1/24  |
 هراس

همه از مرگ می ترسند،
من از زندگی سمج خودم.

صادق هدایت

|+| نوشته شده توسط Azita در 2009/1/18  |
 
 
 
بالا